روایتی از چگونگی تأسیس و راه اندازی و اداره دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران ( مدرسه عالی امور قضایی و اداری سابق)۱۳۵۵- ۱۳۴۹

بسمه تعالی

روایتی از چگونگی تأسیس و راه اندازی و اداره دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران

( مدرسه عالی امور قضایی و اداری سابق)

۱۳۵۵- ۱۳۴۹

از : دکتر محمدرضا ضیائی بیگدلی

نوشتاری به مناسبت پنجاه و پنجمین سالگرد تأسیس دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران

راه اندازی یک مدرسه عالی در رشته های علوم قضایی و اداری در شهرستان قم، زمانی به ذهن پدر (مرحوم دکترمحمدحسین ضیائی بیگدلی) خطور کرد که دولت تصمیم گرفت تا اجازه تأسیس و راه اندازی مدارس عالی خصوصی را در شهرهای مختلف اعطا نماید و چون پدر خود را واجد شرایط مقرر قانونی به عنوان مؤسس می‌دانست ، شروع به اقدام نمود. اما از جهات مختلف و بعضاً متضاد مواجه با مشکلات و موانعی گردید، از جمله :

۱) مخالفت شدید حوزه علمیه قم، به رغم ارتباط نزدیکی که پدر با حوزه، علما و به طور کلی روحانیت قم داشت(مرحوم پدر علاوه بر داشتن مدرک دکتری از دانشگاه تهران، سابقه چندین ساله در کسوت روحانیت، از چهار مرجع تقلید عالی جاه، از جمله آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری مؤسس حوزه علمیه قم دارای درجه اجتهاد بود). مخالفت حوزه و علما از این جهت بود که معتقد بودند تأسیس یک نهاد دانشگاهی، آن هم برای اولین بار در شهر مذهبی قم، ممکن است برخی از شئونات اسلامی را در معرض مخاطره قرار دهد که مهم ترین مشکل از این باب، تغییر بافت شهر با ورود احتمالی جوانان به عنوان دانشجو از شهرهای دیگر به قم و اختلاط دختران و پسران درکلاس‌های درس بود.

۲) مخالفت سرسختانه ساواک قم، چرا که این نهاد، تجمع جوانان دانشجو را در یک مرکز از لحاظ سیاسی- امنیتی بر نمی تابید و آن را دردسرساز می‌پنداشت، مخصوصاً این که ساواک قم نظر بر این داشت که نباید با وجود مشکل و مسئله ای چون علمیه، مشکل دیگری در شهر ایجاد شود.

۳) مخالفان دولتی شهر، از جمله شهربانی ( نیروی انتظامی) که مایل نبودند محیطی دانشجویی و بالقوه مسئله ساز در یک شهر قدیمی- سنتی مانند قم به وجود آید.

۴) مخالفت سرسختانه تشکیلات حکومتی مرکز که معتقد بودند هنگامی که گروهی از جوانان از شهرهای مختلف به عنوان دانشجو به قم وارد شوند، در آنجا با حوزه علمیه و روحانیون همراه شده و نیروی ضد حکومتی جدید و قوی را ایجاد می کنند.

۵) جالب این که مخالفت و مانع دیگر، مخالفت ان دسته از مردم فناتیک (بسیار متعصب) مذهبی خود شهر قم بود.البته لازم به ذکر است که اکثر مردم شهر موافق و طرفدار تأسیس یک دانشگاه آن هم برای اولین بار در شهر خود بودند. این گروه ازمتعصبان چنین تصور می‌کردند که با تأسیس و راه اندازی چنین مدرسه عالی در شهر، دختران و بعضاً همسرانشان به عنوان دانشجو با پسران دانشجو همکلاس شده (اختلاط) و خطر انحراف آنان وجود دشت .

مشکلات و موانع مذکور و سایر موانعی که بیان آن از حوصله این مقال خارج است و نیاز چندانی به بازگو کردن آنها نیست موجب شد تا خانواده پدر (از جمله اینجانب) سعی بر آن داریم تا پدر را از پیگیری موضوع منصرف نمائیم. اما ایشان توجه چندانی به این خواسته ننموده و کماکان پیگیر تأسیس و راه اندازی این مدرسه عالی بودند.

پس از حدو سه سال تلاش بی وقفه ، چون شایعه تأسیس آن مدرسه عالی در قم توسط برخی از فحول بهائیت قوت گرفت، پدر توانست تا حدود زیادی رضایت ضمنی حوزه و به طور کلی علمای قم را برای اقدام جلب کند. این جلب رضایت به همراه جایگاه رفیعی که پدر در ساختار اداری دولت آن زمان و ارتباطی که وی با برخی مقامات بالا مرتبه ، مخصوصاً با مرحوم زین العابدین رهنما مفسر قرآن کریم وسیاستمدار برجسته پیشین و پدر آقایان حمید و مجید رهنما (به ترتیب وزیر اطلاعات که همان فرهنگ و ارشاد اسلامی امروز است و وزیر علوم) داشت، توانست در آذرماه سال ۱۳۴۹ شمسی مجوز تأسیس «مدرسه عالی امور قضای و اداری» رادر شهرستان قم، ابتدا در سطح کاردانی و سپس کارشناسی به ریاست خود و مرحوم رهنما به عنوان رئیس هیئت امنا و برخی از شایستگان علمی دیگر اخذ نماید.

این نهاد علمی تحت نظارت عالیه وزارت علوم و هیئت امنا و طبق اساسنامه مصوب آن وزارت اداره می‌شد. اولین اقدام، جایابی مکان مدرسه عالی بود که پس از جستجوی بسیار، پدر توانست ساختمان اداری جنب اداره راه آهن قم و متعلق به آن اداره که بلا استفاده بود را اجاره نموده و مبادرت به تجهیز و آماده سازی آن کند. به موازات آن، طبق نظر وزارت متبوع و موافقت دانشکده های حقوق و علوم اداری دانشگاه تهران، موافقت نامه همکاری علمی میان مدرسه عالی و هر یک از آنها منعقد شد و توافق گردید که آن دانشکده ها برای تأمین استادان مدعو برای تدریس در مدرسه عالی نهایت مساعدت را مبذول دارند و عملاً نیز تا حدود زیادی این اقدام را معمول داشتند. طبق توافق با وزارت علوم، مقرر گردید که مدرسه عالی در دو رشته حقوق قضایی و علوم اداری جمعاً تعداد ۳۷۰ دانشجو از بهمن ماه ۱۳۴۹ (نیمسال دوم) از طریق آزمونی که توسط سازمان سنجش وزارت علوم برگزار شد، بپذیرد و با دریافت شهریه مناسب و مصوب رسماً شروع به کار کند که با دقت و درایت مرحوم پدر چنین شد.

اینجانب نیز بنا به درخواست پدر و تمایل شخصی ، خدمت خود را در وزارت امور خارجه رها کرده و به عنوان عضو هیئت علمی تمام وقت و معاون اداری و مالی آن مدرسه عالی( عملاً معاون و قائم مقام پدر) به استخدام آن مدرسه در آمده و اقامت در شهر قم را برگزیدم. متعاقباً برنامه ریزی دروس نیمسال دوم ۵۰-۱۳۴۹ را با کمک برخی از دوستان و همکاران جدید آغاز کردیم. خوشبختانه پذیرش دانشجو با استقبال دور از انتظار جوانان وحتی میان سالان قمی و غیرقمی مواجه شد و در نهایت کار مدرسه عالی رسماً آغاز گردید. اما مشکل اصلی، تأمین اعضای هیئت علمی و مدرسان مدرسه عالی بود. برخی از دوستان پدر و اینجانب بر مبنای مودت فیمابین قبول زحمت نموده و بارسفرحد اقل نیمروز در هر هفته را به قم برای تدریس بر خود هموار نمودند. در رشته حقوق ازجمله آقایان دکتر سیدعلی آزمایش، دکتر فیروز شهیدی، دکتر شهبار میرمیرانی، دکتر محمد باهری، دکتر صابر صفایی، دکتر رضا مظلومان، دکتر مهدی کی نیا، دکتر رضا علومی، دکتر محمدجعفر جعفری لنگرودی، دکتر علی ابهری، دکتر کاظم شریعت پناهی (رئیس دادگستری قم)، محمود هاشمی (فرماندار قم و برادر مرحوم ایت الله هاشمی رفسنجانی)، دکتر شمس‌الدین عالمی، دکتر احمد مدنی، دکتر شجری، شهید دکتر محمد آیت و دکتر محمدباقر شهرستانی (رئیس شهربانی قم) و در رشته علوم اداری ، از جمله آقایان دکتر علیرضا بشارت، دکتر رضا مقدم، دکتر ابوالفضل صادقپور، دکتر جواد اصغرپور، دکتر محمدرضا تهرانی. جالب این که مدرسان مدرسه عالی در آن زمان بعضاً از نظر سیاسی در دو طیف کاملاً متضاد بودند، از جمله آقایان دکتر باهری از یک سو و دکتر محمد آیت از سوی دیگر. اما هیج گاه شاهد برخورد رویاروی آنان نبودیم.

مکان مدرسه عالی از مهرماه ۱۳۵۳ در ساختمان تازه سازی به مساحت حدود ۳۰ هزار متر مربع با هزینه شخصی پدر در ابتدای جاده قم- تهران در زمین پدری احداث و مدرسه عالی از ساختمان استیجاری به ساختمان جدید نقل مکان کرد.

فعالیت مدرسه عالی به صورت خصوصی و با کیفیت مطلوب و موفقیت آمیز و با داشتن ۱۵۰۰ دانشجو و عضویت چند تن عضو هیئت علمی تمام وقت و حدود ۴۰ عضو هیئت علمی پاره وقت تا اواخر سال ۱۳۵۴ ادامه داشت تا این که در همان سال، دولت طبق مصوبه ای اعلام کرد که کلیه مدارس عالی خصوصی، دولتی شده و هر یک از آنها باید به یک دانشگاه دولتی وابسته‌ شوند. از جمله مدرسه عالی امور قضایی و اداری که به دانشگاه تهران وابسته شد. در نتیجه، پدر و بالمأل اینجانب مدرسه عالی و شهر قم را ترک کرده وبه تهران بازگشتیم. اولین رئیس جدید دولتی مرحوم دکتر مظاهر مصفا استاد برجسته دانشکده ادبیات دانشگاه تهران بود که از سوی رئیس دانشگاه تهران منصوب گردید . نام مدرسه عالی پس از یکسال نام «مجتمع آموزش عالی قم» ، سپس پردیس فارابی دانشگاه تهران و بالاخره از سال ۱۴۰۰ نام «دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران» را به خود گرفت و خوشبختانه تا امروز با موفقیت هر چه تمامتر به کار خود ادامه داده است .

با امید به فردایی بهتر برای «دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران».

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *