هنگامی که دنیا نگاهش را برمیگرداند: چگونه درگیری ایران و اسرائیل توجه را از اوکراین منحرف کرد [۱]
Tais W. Davis
مترجم: مهسا یزدی
دانشجوی دکتری حقوق بینالملل دانشگاه شهید بهشتی
ویراستار علمی: دکتر حسن سواری
دانشیار دانشکده حقوق دانشگاه تربیت مدرس
مقدمه
جهان با یک حواسپرتی خطرناک روبهرو است: همزمان با تشدید جنگ روسیه علیه اوکراین از جمله حملات موشکی جدید به کیف که منجر به کشته شدن حداقل ده نفر و چندین سوء قصد به جان رئیس جمهور اوکراین، زلنسکی، شد، درگیری اخیر ایران و اسرائیل به عنوان یک مطالعه موردی قدرتمند در مورد چگونگی تسلط بحرانهای منطقهای نوظهور بر تیترها و منحرف کردن توجه بینالمللی از مبارزه مداوم اوکراین برای بقا، مطرح شده است. در حالی که اروپا و ایالات متحده به رهبری ترامپ در حال مدیریت اولویتهای دیپلماتیک خود هستند، این انشقاق در تمرکز، فرصت استراتژیکی را به نفع تشدید تنشها در اختیار مسکو قرار میدهد. نظم جهانی که مدتهاست بر بازدارندگی و اتحاد استوار است، به طور همزمان در جبهههای مختلف در معرض آزمایش قرار گرفته است. از آنجایی که تنشها در خاورمیانه بخش زیادی از توجه استراتژیک واشنگتن و اروپا را در تاریخ اخیر به خود جلب کردهاند، جنگ در اوکراین در معرض خطر تبدیل به یک نگرانی ثانویه و کماهمیتتر است. در این دوران بیثباتی، ضروری است که عزم و ثبات قدم غرب در مورد اوکراین از بین نرود.
حمله مجدد روسیه به اوکراین
در ۲۳ ژوئن، نیروهای روسی حملات پهپادی و موشکی به کیف انجام دادند که منجر به کشته شدن حداقل ده نفر و افشای نقشههایی در راستای ترور زلنسکی شد. این تحولات، کمپین بیثباتسازی مداوم کرملین را که کشور و زیرساختهای اوکراین را هدف قرار داده است، برجسته میکند. این حملات فقط مانورهای میدانی روسیه نیستند ، بلکه تشدید تنشهای استراتژیکی هستند که برای فرسایش رهبری اوکراین و تضعیف روحیه مردم طراحی شدهاند.
در پشت صحنه نیز دولت ترامپ از توقف کمکهای نظامی و پشتیبانی اطلاعاتی ایالات متحده در اوایل ماه مارس و سپس از سرگیری نسبی آن ابراز نارضایتی کرده است؛ اقداماتی که باعث ایجاد عدم اطمینان در کیف شدهاند. این تردیدها باعث ایجاد نگرانی در کیف شده و مسکو را به تلاش بیشتر تشویق کردهاند. هر لحظه از ابهام و سستی غرب، یک منفعت استراتژیک برای کرملین است؛ چرا که اختلاف یا حواسپرتی دشمنانش منتهی به ایجاد فرصت پیشرفت و موفقیت برای وی میشود.
تشدید تنش ایران و اسرائیل و پیامدهای جهانی آن
در این مدت، تنشهای خاورمیانه نیز روندی رو به افزایش داشتند. در حالی که اوکراین همچنان در محاصره بود، تیترهای خبری تحتالشعاع درگیری قریبالوقوع دیگری قرار گرفتند: ایران و اسرائیل. حمله بیسابقه اسرائیل به خاک ایران و افزایش خطر تشدید تنشهای منطقهای که در پی آن رخ داد، بخش عمدهای از توجهات دیپلماتیک ایالات متحده و اروپا را در آن زمان به خود اختصاص دادند.
در پاسخ به فعالیتهای هستهای ایران، ترامپ مجوز حملات هوایی ایالات متحده به تأسیسات هستهای کلیدی ایران از جمله فردو، نطنز و اصفهان را صادر کرد. این حملات که با هماهنگی اسرائیل انجام شد، نشاندهنده تشدید قابل توجه دخالت ایالات متحده در مناقشه ایران و اسرائیل بود. در حالی که دولت ایالات متحده ادعا میکرد این اقدامات برای مقابله با جاهطلبیهای هستهای ایران ضروری است، این امر تنشهای منطقهای را تشدید کرد و توجه را از سایر مسائل حیاتی مانند جنگ جاری در اوکراین منحرف نمود.
شدت تشدید تنشهای ایران و اسرائیل نه تنها در پیامدهای نظامی آن ، بلکه در استعداد بالقوه آن برای تغییر تمرکز جهانی نیز نهفته است. پوشش رسانهای، جلسات توجیهی سیاسی و گفتوگوهای دیپلماتیک اغلب به بهای از دست رفتن توجه مداوم به مبارزه اوکراین، صرف گمانهزنی در مورد مرحله بعدی تنشهای خاورمیانه شده است. سیاست گذاران غربی که از قبل هم با مشکلات زیادی دستوپنجه نرم میکردند، با مسئولیت دشوار مدیریت بحرانهای همزمان رو به روهستند ، بدون ان که اجازه دهند یکی دیگری را تحتالشعاع قرار دهد. تغییر ناگهانی اولویتها، هر قدر هم که موقت باشد، نشان میدهد هنگامیکه چالش جدید پدیدار میشود، توجه جهانی چقدر میتواند به راحتی تغییر مسیر دهد. این امر برای روسیه یک هدیه ژئوپلیتیکی بود: هر چه غرب بیشتر درگیر رویارویی ایران و اسرائیل میشد، کرملین زمان بیشتری برای تجدید قوا، تثبیت مواضع و ادامه تهاجم خود با نظارتی کمتر از قبل داشت. در واقع، اوکراین هزینه یک دستور کار متراکم را در سیاست خارجی پرداخته است.
روسیه و ایران: اتحاد استراتژیک
بحران مذکور در انزوا اتفاق نمیافتد. اگرچه روسیه و ایران اتحاد نظامی رسمی ندارند، اما مشارکت استراتژیک آنها به طور قابل توجهی تقویت شده است. مسکو از پهپادها و فناوری موشکی ایران در میدان نبرد اوکراین سود میبرد، در حالی که تهران در بحبوحه درگیری اسرائیل و ایران از حمایت دیپلماتیک و پوشش سیاسی روسیه برخوردار بود، همکاری چندلایه به هر دو رقیب اجازه میدهد تا از حواسپرتی غرب سوءاستفاده کرده و دستور کارهای منطقهای و جهانی خود را پیش ببرند.
صادرات تسلیحات ایران به شاهرگ حیاتی ماشین جنگی روسیه تبدیل شده و به آن کمک میکند تا ذخایر خالی خود را دوباره پر نموده و عملیات تهاجمی خود را ادامه دهد. در عوض، روسیه نیز به تهران حمایت ژئوپلیتیکی ارزشمندی ارائه میدهد؛ آن را در برابر فشار غرب محافظت میکند؛ و نفوذ جهانیاش را افزایش میدهد. همکاری این دو کشور به شکل روزافزونی فراتر از مبادلات تجاری گسترش مییابد و به یک اتحاد گستردهتر با هدف بیثبات کردن نفوذ غرب و بهرهبرداری از اختلافات در سراسر اروپا و ایالات متحده تبدیل میشود. آنها در کنار هم، چالشی هماهنگ را برای نظم بینالمللی نمایندگی میکنند که با حواسپرتی و خستگی غرب پررنگتر شده است.
قانون توازن دیپلماتیک اروپا
رهبران اروپایی در بحبوحه این تغییر در چشمانداز ژئوپلیتیکی، در حال طراحی یک اقدام متعادلکننده سرنوشتساز بودهاند. اگرچه بودجه امنیتی قابل توجهی به اوکراین وعده داده شد، اما به نظر میرسد نفوذ زلنسکی با توجه به انحراف تمرکز به سایر مسائل، رو به کاهش است. درگیری اخیر اسرائیل و ایران این پتانسیل را دارد که ظرفیت دیپلماتیک اروپا را تحت فشار قرار داده و تمرکز و منابع را به خاورمیانه معطوف کند. این تغییر، همراه با افزایش فشار سیاسی راستگرایان و چالشهای اقتصادی در سراسر این اقلیم، تهدیدی برای از بین رفتن انسجامی است که حمایت از اوکراین را حفظ کرده است.
ظهور احزاب راست افراطی در انتخابات اخیر اتحادیه اروپا، به ایجاد یک اجماع داخلی، اختلاف نظر افزوده و اراده سیاسی جهت ادامه کمکهای نظامی و مالی به کیف را تضعیف کرده است. در همین حال، تورم، بیثباتی انرژی و خستگی اقتصادی پس از همهگیری کرونا به شدت بر احساسات عمومی تأثیر گذاشته و توجیه تعامل پایدار را برای مخاطبان داخلی دشوارتر میکند. وحدت اروپا که زمانی ستون اصلی مقاومت اوکراین بود، شروع به ترک بر داشتن است و این چندپارگی مستقیماً به نفع متخاصمان است. کرملین بدون شک به این حرکات توجه دارد و احتمالاً به دنبال بهرهبرداری از تمرکز تفرقهآمیز اروپا برای پیشبرد اهداف استراتژیک خود است.
چرخش جهانی ترامپ: بازنگری یا عقبنشینی؟
با روی کار آمدن دونالد ترامپ در کاخ سفید، سیاست خارجی ایالات متحده در شرف بازنگری قابل توجهی است. کمکهای نظامی به اوکراین در اوایل بهار امسال به حالت تعلیق درآمد و سپس تا حدی از سر گرفته شد که نشاندهنده رویکرد «اولویت با آمریکا است» میباشد و شرایط را برای تمایل اوکراین به شرکت در مذاکرات مساعد میکند. ترامپ متحدان ناتو را تحت فشار قرار داده است تا هزینههای دفاعی خود را به ۵ درصد از تولید ناخالص داخلی افزایش دهند؛ خواستهای که منتهی به تعهد اروپا در مورد افزایش قابل توجه بودجههای نظامی میشود و اقدامی که برخی آن را ضروری اما برخی دیگر آن را به طور بالقوه منجر به عدم ثبات میدانند. همچنین گزارش شده است که ایالات متحده در حال بررسی کاهش نیروهای خود در اروپا است که نشاندهنده یک چرخش استراتژیک بالقوه و دور شدن از این منطقه است. علاوه بر این، ترامپ آمادگی خود را برای تعامل مجدد با ولادیمیر پوتین از جمله پیشنهادهایی برای پذیرش مجدد روسیه در گروه ۷ و میزبانی مذاکرات صلح بدون ضمانتهای محکم ابراز کرده که منجر به نگرانی بسیاری از متحدان اروپایی شده است. این تغییر جهت ها در کمکرسانیها، حضور نیروها و دیپلماسی ، فضایی سرشار از عدم قطعیت ایجاد میکند و برنامهریزان نظامی اوکراین را مجبور مینماید تا طبق یک چارچوب حمایتی که کمتر قابل پیشبینی است، عمل کنند.
این غیرقابل پیشبینی بودن، محاسبات استراتژیک کیف را پیچیده میکند؛ چرا که فرماندهان اوکراینی باید احتمال بیثباتی در حمایت ایالات متحده را در برابر خواستههای مبرم یک درگیری شدید بسنجند. در همین حال، متحدان اروپایی با مسئولیت دشوار ایجاد تعادل میان افزایش تعهدات دفاعی و فشارهای سیاسی داخلی و محدودیتهای اقتصادی روبهرو هستند. کاهش احتمالی نیروهای آمریکایی در اروپا میتواند نشاندهنده تغییر در اولویتهای ایالات متحده باشد و به طور بالقوه وضعیت بازدارندگی ناتو را تضعیف کند. علاوه بر این، تمایل ترامپ برای تعامل دیپلماتیک با پوتین بدون هیچ پیششرطی، نگرانیهایی مبنی بر این که هر گونه روند صلح ممکن است حاکمیت و منافع امنیتی اوکراین را به حاشیه براند و به تضعیف پیشرفتهای حاصلشده توسط کیف و متحدانش در دو سال گذشته انجامیده را تقویت میکند. این فضای ابهامآلود نه تنها اتحاد فرا آتلانتیک را تحت فشار قرار میدهد ، بلکه مسکو را نیز که به دنبال بهرهبرداری از این شکافها است، جسورتر میکند.
چرا توجه پراکنده خطرناک است؟
تحلیل هنجارهای جهانی ، امری است که در حال شتاب گرفتن است. بدون پشتوانه محکم، حمله روسیه به مناطق غیرنظامی، اصول اساسی حقوق بینالملل ، از جمله تمامیت ارضی و حفاظت از غیرنظامیان را تهدید میکند. زمانی که تمرکز غرب از بین رود، بازیگران اقتدارگرا فرصتها را غنیمت میشمارند، همانطور که در تشدید حملات اخیر روسیه نیز مشهود است. هر بار که توجه بینالمللی به این موضوع جلب میشود، مسکو فضای بیشتری برای مانور پیدا میکند. خطوط قرمز را آزمایش مینماید و بیرحمی خود را بدون ترس از عواقب فوری تشدید میکند. هماهنگی گذشته مسکو با تهران که با حواسپرتی سیاسی در غرب تقویت شده است، مسیرهایی را برای بحرانهای گستردهتر و به هم پیوسته باز میکند. همکاری این دو کشور اگرچه غیررسمی است، لیکن نشاندهنده همگرایی منافع با هدف بیثبات کردن نظم مبتنی بر قواعد جاری است. این یک حلقه بازخورد ایجاد میکند: هرچه توجه از اوکراین دورتر شود، روسیه جسورتر شده و این تصور را تقویت میکند که قدرت، و نه اصول، بر نتایج بینالمللی حاکم است. تعصبات داخلی ایالات متحده و خستگی سیاسی اروپا خطر تبدیل یک جنگ محوری به یک درگیری منجمد را افزایش میدهد، توسعهطلبی روسیه را ممکن ساخته و نظم بینالمللی را تضعیف میکند.
نتیجهگیری: یک بحران نمیتواند بحران دیگر را تحتالشعاع قرار دهد
اوکراین یک نگرانی ثانویه نیست و نمیتوان آن را چنین تلقی کرد. تغییر در تمرکز غرب، به ویژه به سمت بحرانهای خاورمیانه، به روسیه فرصتهای مهمی برای تشدید تجاوز، بهرهبرداری از فلج دیپلماتیک و تثبیت دستاوردها میدهد. اروپا و ایالات متحده با وجود این که در تنگنا قرار دارند، باید حتی در حین هدایت دیپلماسی خاورمیانه، حمایت قاطع خود را از اوکراین مجدداً تأیید کنند. وحدت پایدار این پیام را میرساند که تجاوز، در هر کجا، یک مسئولیت جهانی است. درگیری ایران و اسرائیل شایسته توجه بود، اما رها کردن اوکراین، اصول غرب را که ادعای دفاع از آنها را داشت، تضعیف کرد.
اگرچه به نظر میرسد نقش ایالات متحده در بنبست ایران و اسرائیل به دلیل توافق آتشبس حاصل شده در ۲۴ ژوئن به پایان رسیده است، اما این لحظه را نباید با ثبات اشتباه گرفت. برعکس، این نشان داد که توجه جهانی چقدر متزلزل است. شعله ور شدن ناگهانی آتشبس در یک منطقه به سرعت جنگی را در قلب اروپا تحتالشعاع قرار داد. این چرخش کوتاه از اوکراین باید به عنوان یک هشدار باشد: تمرکز جامعه بینالمللی از آسیب مصون نیست و مهاجمانی مانند روسیه به شدت از این امر آگاه هستند. اگر غرب اجازه دهد بحرانهای لحظهای دائماً توجه او را منحرف کنند، نه تنها اوکراین را شکست خواهد داد بلکه اعتبار رهبری جهانی آن را نیز از بین خواهد برد.[۲]
[۱] https://opiniojuris.org/2025/09/19/when-the-world-looks-away-how-the-iran-israel-conflict-diverted-focus-from-ukraine/
[2] ویراستار ادبی: صادق بشیره (گروه پژوهشی آکادمی بیگدلی)