مشروعیت یا عدم مشروعیت اشغال طولانی مدت فلسطین توسط اسرائیل

مشروعیت یا عدم مشروعیت اشغال طولانی مدت فلسطین توسط اسرائیل: دیدگاه گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد و گزارش کمیسیون تحقیق در سپتامبر ۲۰۲۲[۱]
Vito Todeschini[2]
مترجم: دکتر مهوش منفرد
عضو هیئت علمی دانشگاه ولی عصر(عج) رفسنجان
ویراستار علمی: دکتر امیر مقامی
عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان

مقدمه
در سپتامبر ۲۰۲۲ کمیسیون مستقل تحقیقات بین¬المللی سازمان ملل متحد در مورد اراضی اشغالی فلسطین از جمله قدس شرقی و اسرائیل(COI) و فرانچسکا آلبانیز، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در مورد وضعیت حقوق بشر در سرزمین¬های فلسطینی اشغال شده از سال ۱۹۶۷ (SR)، گزارش¬های خود را(اینجا و اینجا) پیش از هفتاد و هفتمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد منتشر کرد که بعدا در آن‌جا ارائه شد.
هر دو گزارش بر روی یک موضوعِ غالبا نادیده گرفته شده پیرامون اشغال طولانی‌مدت سرزمین فلسطین توسط اسرائیل تمرکز داشتند؛ یعنی مشروعیت آن. کمیسیون عمدتا در ارزیابی خود بر حقوق بین‌الملل بشردوستانه و ممنوعیت تصاحب ارضی با زور متکی بود؛ در حالی که گزارشگر ویژه تحلیل خود را بر اساس حق تعیین سرنوشت به‌ویژه در زمینه استعمار و مبارزات ضد استعماری قرار داد. با وجود رویکردهای متفاوت، هر دو به یک نتیجه رسیدند: اشغال طولانی مدت سرزمین فلسطین توسط اسرائیل یعنی کرانه باختری از جمله بیت‌المقدس شرقی و نوار غزه غیرقانونی است و باید فورا به پایان برسد.
بر اساس یکی از توصیه‌های کمیسیون در ۳۰ دسامبر ۲۰۲۲ مجمع عمومی سازمان ملل متحد از دیوان بین‌المللی دادگستری در مورد سوالات زیر درخواست نظر مشورتی کرد(بند ۱۸):
(الف) پیامدهای حقوقی ناشی از نقضِ مداومِ حق تعیین سرنوشتِ مردم فلسطین توسط اسرائیل، اشغال طولانی‌مدت، شهرک¬سازی و الحاق سرزمین فلسطین اشغالی از سال ۱۹۶۷، از جمله اقداماتی با هدف تغییر ترکیب جمعیتی، هویت و وضعیت شهر بیت‌المقدس و ناشی از تصویب قوانین و اقدامات تبعیض-آمیز مرتبط با آن چیست؟
(ب) سیاست‌ها و عملکردهای اسرائیل که در بند ۱۸ (الف) فوق به آن اشاره شد، چگونه بر وضعیت حقوقی اشغال تأثیر می‌گذارد و پیامدهای حقوقی که از این وضعیت برای همه کشورها و سازمان ملل متحد ناشی می‌شود، چیست؟
بنابراین دیوان بین‌المللی دادگستری به موضوع قانونی بودن اشغال سرزمین فلسطین توسط اسرائیل مشغول شده است(برای تحلیل دامنه نظر مشورتی و آثار حقوقی احتمالی به دیاکونیا، سوزان پاور، آتا آر هندی و جولیا پینزاوتی مراجعه کنید).
این یادداشت با جزئیات بیشتری به استدلال¬های کمیسیون و گزارشگر ویژه به عنوان عناصر ضروری برای تحلیل آینده(این موضوع توسط) دیوان تمرکز می¬کند. همچنین برخی از ملاحظات را در مورد سودمندی کاربست jus ad bellum (حقوق توسل به زور) به عنوان یک رژیم حقوقی دیگر برای ارزیابی مشروعیتِ اشغال طولانی‌مدت سرزمین فلسطین توسط اسرائیل اضافه خواهد کرد.

اشغال دائمی
به خوبی ثابت شده است که سرزمین فلسطین شامل کرانه باختری از جمله قدس شرقی و نوار غزه تحت اشغال خصمانه¬ اسرائیل است که هم حقوق بین¬الملل حقوق بشردوستانه و به ویژه حقوق اشغال و هم قواعد بین¬المللی حقوق بشر در مورد آن اعمال می¬شود.
بر اساس حقوق بین¬الملل بشردوستانه اشغال خصمانه موقتی است. با این حال چنین رژیم حقوقی‌ای تاریخ پایانی را برای اشغال‌ها تعیین نمی‌کند بلکه به دنبال ایجاد محدودیت برای استفاده قدرت اشغالگر از سرزمین اشغالی و حمایت از جمعیت غیرنظامی است. در حالی که طبق قواعد حقوق بین‌الملل بشردوستانه ممنوعیت رسمی برای طولانی شدن یک اشغال خصمانه وجود ندارد، یک اصل اساسی این است که یک قدرت اشغالگر نمی¬تواند اقداماتی بالفعل یا قانونی که این اشغال را دائمی می¬کند، اجرا کند.
در گزارشی در سال ۲۰۱۷ مایکل لینک، گزارشگر ویژه سابق، چنین اقداماتی را به عنوان «خط قرمز» توصیف کرد که پس از عبور از آن یک اشغال،غیرقانونی می‌شود. به نظر وی اسرائیل با تداوم اشغال و اعمال تغییرات در اراضی اشغالی از جمله ایجاد شهرک‌سازی، سلب مالکیت اراضی و بهره‌برداری از منابع طبیعی و همچنین الحاق قانونی(de jure) مورد ادعا از چنین خطی عبور کرده است(بند ۶۵). کمیسیون در گزارش سپتامبر ۲۰۲۲ خود به نتیجه مشابهی رسید:
کمیسیون دریافته است که دلایل منطقی برای نتیجه‌گیری وجود دارد که اشغال سرزمین فلسطین توسط اسرائیل به دلیل دائمی بودن آن و اقداماتی که اسرائیل برای الحاق بخش‌هایی از این سرزمین به صورت واقعی و قانونی انجام داده است، در حال حاضر بر اساس حقوق بین‌الملل غیرقانونی است… اسرائیل با اشغال به ‌عنوان یک مسئله دائمی رفتار می‌کند و – برای همه اهداف – بخش‌هایی از کرانه باختری را ضمیمه کرده است؛ در حالی که به دنبال پنهان شدن در پشت یک داستان موقتی است( پاراگراف¬های ۷۶-۷۵).
مانند گزارشگر ویژه سابق، کمیسیون حقیقت¬یاب نتیجه¬گیری خود را بر این اساس پایه¬ریزی کرد:
(۱) اقدامات قانونی که توسط آن‌ها اسرائیل مدعی الحاق رسمی اورشلیم شرقی شده است(بند ۱۶- ۱۴)؛
(۲) ایجاد شهرک‌ها و پاسگاه‌ها در کرانه باختری و بهره‌برداری مرتبط از منابع طبیعی، ساخت جاده‌ها و زیرساخت‌های مختص شهرک‌نشینان، اقدامات مهندسی جمعیت‌شناختی و اعمال فراسرزمینی قوانین داخلی اسرائیل برای شهرک‌ها و شهرک‌نشینان(بند ۲۴-۴۷)؛ و
(۳) اظهارات صریح مقامات اسرائیلی مبنی بر قصدِ تصاحبِ دائمی بخش‌هایی از کرانه باختری(بند ۵۳- ۴۸).
اهمیت گزارش کمیسیون در این است که نقض قواعد الزام¬آور حقوق بین¬الملل توسط اسرائیل را نه به صورت مجزا بلکه در چارچوب سیستمی که منجر به یک اشغال مداوم یا طولانی‌مدت می¬شود، در نظر می¬گیرد. با این کار، کمیسیون چنین سیستمی را ارزیابی کرد و به این نتیجه¬ اجتناب‌ناپذیر رسید که به دلیل ویژگی دائمی و الحاقی آن، اشغال طولانی‌مدت سرزمین فلسطین توسط اسرائیل فی نفسه غیرقانونی است و بنابراین باید فورا پایان یابد.
نکته قابل توجه این که از بررسی گزارش به نظر می¬رسد کمیسیون نامشروع بودن را نتیجه¬ رفتار غیرقانونی اسرائیل در چارچوب یک اشغال غیرقانونی در نظر گرفته است. به عبارت دیگر اگر اسرائیل به حقوق اشغال، حقوق بین‌الملل بشر و ممنوعیت تصرف اراضی با زور احترام می‌گذاشت، آن‌گاه این اشغال غیرقانونی نبود. با این حال با توسل به یک رژیم حقوقی دیگر برای تجزیه و تحلیل وضعیت – حقوق توسل به زور- می¬توان مشروعیت این اشغال را از آغاز آن ارزیابی کرد. در واقع حقوق توسل به زور به شما اجازه می¬دهد تا ارزیابی کنید که آیا توسل واقعی به زور که با اشغال سرزمین فلسطین در طول جنگ ۱۹۶۷ به اوج خود رسید و حفظ آن از آن زمان تا کنون خود قانونی بوده است یا خیر.
در حالی که بررسی کامل موضوع خارج از محدوده این مقاله است(برای تحلیل بیشتر به مقاله رالف وایلد، خلاصه سیاست و نظر حقوقی، و سهم من در کتاب آینده مراجعه کنید)، توجه به این نکته کفایت می¬کند که اسرائیل به عنوان یک مسئله¬ حقوق توسل به زور ادعا می‌کند که اشغال سرزمین فلسطین را بر اساس دفاع از خود توجیه می¬کند.
همان‌طور که می¬دانیم، طبق حق دفاع مشروع یک کشور می¬تواند از نیروی مسلح برای دفع حمله مسلحانه استفاده کند، مشروط بر این که این توسل به زور با رعایت اصول ضرورت و تناسب باشد. این شامل مواردی می¬شود که در آن‌ها یک حمله مسلحانه قریب‌الوقوع است؛ یعنی در شرف وقوع است(به بحث بیشتر در مورد مفهوم «قریب‌الوقوع» مراجعه کنید). از منظر حقوق توسل به زور، ارزیابی دیوان بین‌المللی دادگستری از مشروع بودن اشغال سرزمین فلسطین توسط اسرائیل مستلزم بررسی این است که آیا شرایط اعمال قانونی دفاع مشروع (۱) در لحظه ایجاد اشغال در طول جنگ ۱۹۶۷ و (۲) متعاقبا در طول تداوم آن و تا امروز وجود داشته است یا خیر.
اولا دیوان بین المللی دادگستری باید بررسی کند که آیا در چارچوب جنگ ۱۹۶۷ اشغال اولیه سرزمین فلسطین توسط اسرائیل اقدامی ضروری و متناسب برای دفع حمله مسلحانه جاری یا قریب¬الوقوع مصر، اردن و سوریه(دیگر طرف¬های درگیری) بود یا خیر. در حالی که این دقیقا ادعای اسرائیل است، برخی از محققان چنین روایتی را به چالش کشیده¬اند.
ثانیا مشروط بر این که اشغال اولیه طبق حق دفاع مشروع قانونی تلقی شود، دیوان بین¬المللی دادگستری باید بررسی کند که آیا پس از پیروزی نظامی اسرائیل در جنگ ۱۹۶۷ حفظ اشغال شرایط لازم را در همان رژیم حقوقی تامین می‌کند یا خیر. همان‌طور که وایلد در مقاله و نظر حقوقی خود به طور گسترده مورد بحث قرار داده است، نمی¬توان گفت که ادامه اشغال سرزمین فلسطین توسط اسرائیل به معیار قانونی بودن تحت حق دفاع از خود پاسخ می¬دهد. به ویژه به این دلیل که نمی¬توان ادعای قابل قبولی داشت مبنی بر این که چنین اشغالی برای دفع یک حمله مسلحانه واقعی یا قریب‌الوقوع ضروری است. کریستین¬گری همچنین خاطرنشان کرد که طبق رویه دولتی اشغال طولانی‌مدت از نظر حق دفاع از خود غیرضروری و نامتناسب تلقی می¬شوند.
بنابراین استفاده از حقوق توسل به زور برای بررسی توسل به زور که زمینه‌ساز ایجاد و حفظ اشغال طولانی‌مدت سرزمین فلسطین توسط اسرائیل است، برای ارزیابی مشروعیت آن ارزشمند است. این در واقع فرصتی را برای دیوان بین¬المللی دادگستری فراهم می¬کند تا بررسی کند که (۱) آیا اشغال بر اساس حق دفاع از خود به نحو قانونی ایجاد و پس از پایان جنگ ۱۹۶۷ غیرقانونی شده است؟ و یا (۲) این که از زمان پیدایش همیشه غیرقانونی بوده است یا خیر.

اشغال اسرائیل به عنوان یک پروژه شهرک نشینی-استعماری
همانند کمیسیون، گزارشگر ویژه اشغال سرزمین فلسطین توسط اسرائیل را بر اساس یک رژیم حقوقی متفاوت یعنی حق تعیین سرنوشت غیرقانونی دانست. حق تعیین سرنوشت مردم فلسطین مدت‌هاست که توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد(قطعنامه ۳۲۳۶ در سال ۱۹۷۴)، دیوان بین‌المللی دادگستری(نظر مشورتی دیوار، پاراگراف‌های ۱۱۸ و ۱۴۹) و شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد(به عنوان مثال قطعنامه ۲۸/۴۹) به رسمیت شناخته شده است. در حالی که حق تعیین سرنوشت با ایجاد یک کشور مستقل در سرزمین فلسطین مرتبط است، این حق برای مردم فلسطین به عنوان یک کل تعلق می-گیرد که نه تنها فلسطینی¬های ساکن کرانه باختری از جمله بیت‌المقدس شرقی و نوار غزه بلکه شهروندان فلسطینی ساکن اسرائیل و پناهندگان فلسطینی ساکن در کشورهای ثالث را نیز در بر می¬گیرد. همچنین عموما پذیرفته شده است که اشغال طولانی‌مدت سرزمین فلسطین توسط اسرائیل با تحقق چنین حقی ناسازگار است؛ زیرا مانع برخورداری از حقوق مدنی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی فلسطینیان است.
اهمیت ویژه تحلیل گزارشگر ویژه این است که او به جای تکرار این حق و صرفا تحلیل پیامد حقوقی ناشی از نقض آن، مسئله تعیین سرنوشت فلسطینیان را به ریشه¬های معطوف نمود – مبارزه با استعمار – برگرداند و بدین ترتیب به علل ریشه‌ای انکار حق تعیین سرنوشت مردم فلسطین تمرکز کرد(برای توضیحات قبلی این بحث از جمله در مورد تعیین سرنوشت به عنوان بخشی از حقوق بین‌المللی بشر به وایلد اینجا و اینجا مراجعه کنید). با انجام این کار، گزارشگر ویژه نکته¬ای را که فلسطینی¬ها برای دهه¬ها مطرح کرده¬اند تصدیق کرد(به عنوان مثال سایق)؛ یعنی این که اشغال سرزمین فلسطین توسط اسرائیل ماهیت استعماری دارد و به طور خاص بیانگر به اصطلاح شهرک¬نشینی استعماری است(رجوع کنید به محارب و کلنسی؛ الحق):
استعمار زمانی که ویژگی بومی سرزمین مستعمره از بین می¬رود، به عنوان «شهرک¬نشینی» شناخته می¬شود. این امر در ایجاد و ترویج مستعمرات یعنی اسکان افراد خارجی در میان جمعیت بومی با هدف انقیاد و خلع ید بومیان و «تامین دائمی کنترل» در مناطق خاص آشکار می¬شود. نقض حق تعیین سرنوشت مردم ماهیتِ شهرک‌نشینی استعماری است(گزارش گزارشگر ویژه، بند ۱۳).
از این نظر شهرک¬سازی در کرانه باختری از جمله بیت المقدس شرقی نه تنها به عنوان نقض تعهدات اسرائیل تحت قواعد بین¬المللی حقوق بشر یا به عنوان نقض فاحش ماده ۴۹(۶) کنوانسیون چهارم ژنو ۱۹۴۹ تلقی می¬شود که قدرت اشغالگر را از انتقال جمعیت خود به سرزمین اشغالی منع می¬کند و طبق اساسنامه رم جنایت جنگی محسوب می¬شود. بلکه شهرک¬سازی که اسرائیل طبق قانون بنیادی دولت – ملت یهودی ۲۰۱۸ آن را «ارزش ملی» اعلام کرد، باید به عنوان یک تلاش شهرک نشینی-استعماری تعبیر شود که «از تحققِ حقِ تعیین سرنوشت فلسطینیان جلوگیری می¬کند» و عمدا «فلسطین‌زدایی» از اراضی اشغالی را دنبال می¬کند»(همان بند ۳۵-۳۶; ارکات؛ وایلد). با توجه به این موضوع گزارشگر ویژه خواستار «تغییر پارادایم» در ارزیابی اشغال سرزمین فلسطین توسط اسرائیل با اذعان به ماهیت آن به عنوان «یک رژیم عمدی اکتسابی، جدایی‌طلب و سرکوبگر» شده است. نتیجه‌گیری وی این است که اشغال سرزمین فلسطین توسط اسرائیل به این صورت «مستلزم توسل به زور غیرقانونی است و بنابراین می‌تواند به عنوان یک اقدام تجاوزکارانه تلقی شود» که مستلزم خاتمه فوری آن و جبران خسارت است گزارش گزارشگر ویژه، بند ۷۲; در این مورد تحلیل قبلی وایلد را نیز ببینید).
یافته‌ها و نتیجه‌گیری‌های گزارشگر ویژه از چند جنبه قابل توجه است. اول تحلیل گزارشگر ویژه به اشغال سرزمین فلسطین به عنوان یک سیستم ظالمانه می‌نگرد که در رابطه با آن، نقض¬های متعدد حقوق بین¬الملل توسط اسرائیل نحوه شکل¬گیری پروژه شهرک نشینی-استعماری را تشکیل می¬دهد و بر زندگی فلسطینیان تاثیر منفی می¬گذارد(رجوع کنید به وایلد; اسعد و محارب). تلاش¬های تحلیلی مشابهی در چند سال اخیر با استفاده از آپارتاید به عنوان یک چارچوب مرجع انجام شده است. در این رابطه گزارشگر ویژه خاطرنشان کرد که آپارتاید تنها در صورتی می¬تواند برای پرداختن به اشغال سرزمین فلسطین توسط اسرائیل مفید باشد که با مسئله غیرقانونی بودن خود اشغال و شهرک نشینان-استعماری که اعمال آپارتاید را ایجاد می¬کند نیز درگیر شود(بند ۹-۱۱). در واقع همان‌طور که بسیاری از دانشمندان فلسطینی و فعالان جامعه مدنی اشاره کرده‌اند، آپارتاید تنها مظهر شهرک‌نشینی استعماری است(مثلا تاتور، عرکات، اسعد و محارب، الحق).
دوم و در ارتباط با موضوع بالا گزارش گزارشگر ویژه از این جهت بسیار مهم است که متعاقب وایلد اعمال حق تعیین سرنوشت مردم فلسطین و به تبع آن ارزیابی مشروعیت اشغال طولانی‌مدت سرزمین فلسطین توسط اسرائیل را در چارچوب استعمار و مبارزات ضد‌استعماری بیان می¬کند:«هیچ راه‌حلی نمی‌تواند عادلانه، منصفانه و موثر باشد؛ مگر این که بر استعمارزدایی متمرکز شود»(گزارش گزارشگر ویژه، بند ۷۴). به این ترتیب حقِ تعیین سرنوشت فلسطینی به درستی در چارچوب مبارزه با استعمار زمینه¬سازی شده و وجه تاریخی به آن بخشیده می¬شود. علاوه بر این گزارشگر ویژه همچنین اشغال طولانی و شهرک¬سازی اسرائیل را با تایید این موضوع که «قصد استعمار اراضی اشغالی فلسطین» از سال ۱۹۶۷، ادامه «آنچه جنبش صهیونیستی بیش از یک قرن پیش برای اسرائیل امروزی متصور بود» است، به تاریخ فلسطین مدرن وصل می¬کند.
سوم استفاده از حق تعیین سرنوشت به عنوان چارچوبی برای تجزیه و تحلیلِ اشغال طولانی‌مدت سرزمین فلسطین توسط اسرائیل مسیری برای قرار دادن مردم فلسطین در خط مقدم و تصدیق عاملیت آن‌ها در روند آزادی است(رجوع کنید به وایلد، اسعد و محارب). به جای تقویت گفتمانی که اسرائیل را عامل(ناقض حقوق) و فلسطینی¬ها را هدف(قربانیان نقض) می¬داند، گزارش گزارشگر ویژه دارنده حقوق را به مرکز صحنه باز می¬گرداند. چنین تلاشی با استفاده گزارشگر ویژه از چارچوب شهرک‌نشینی-استعماری برای تفسیر اشغال طولانی‌مدت سرزمین فلسطین توسط اسرائیل تقویت می¬شود، رویکردی که محققان فلسطین و جامعه مدنی مدت‌هاست آن را ابداع کرده و از آن حمایت می‌کنند. این کمک می¬کند تا روایت فلسطینی در گفتمانِ جریان اصلی در مورد مسئله فلسطین ظاهر شود؛ از جمله در سازمان ملل، جایی که چنین روایتی اغلب به حاشیه رفته یا مسکوت می¬ماند.

نتیجه¬
در اهمیت یافته‌های کمیسیون و گزارشگر ویژه نمی‌توان اغراق کرد و مطمئنا برای بررسی دیوان بین‌المللی دادگستری در مورد مسئله مشروعیتِ اشغال طولانی‌مدت سرزمین فلسطین توسط اسرائیل ارزشمند خواهد بود. اهمیتِ دیگرِ گزارش گزارشگر ویژه این است که با تعیین غیرقانونی بودن استقرار و حفظ اشغالگری یعنی شهرک¬نشینی استعماری و تلاش آن برای محو مردم فلسطین از این هم فراتر برود(رجوع کنید به ارکات، وایلد، اسعد و محارب). این یک نکته حقوقی است که قطعا باید در نظریه مشورتی دیوان بین¬المللی دادگستری مورد توجه قرار گیرد. در واقع مشابه تحلیلی که حقوق توسل به زور در نظر می¬گیرد، توجه به حق تعیین سرنوشت و ممنوعیت استعمار امکان ارزیابی مشروعیتِ اشغالِ طولانی‌مدت سرزمین فلسطین توسط اسرائیل از بدو پیدایش و نه تنها بر اساس گذشت زمان یا اتخاذ تدابیر غیرقانونی پس از ایجاد آن را فراهم می¬کند.
در نکته پایانی با توجه به این که ماموریت گزارشگر ویژه محدود به اراضی اشغالی فلسطین است، بررسی آن نمی‌تواند به طور خاص یا دوره زمانی بیش از ۱۹۶۷ را نسبت به اسرائیل پوشش دهد. از سوی دیگر ماموریت کمیسیون چنین محدودیتی ندارد. امیدواریم که کمیسیون توصیه گزارشگر ویژه را برای «بررسی وضعیت حق تعیین سرنوشت و تلاش‌های شهرک‌نشینی-استعماری اسرائیلی عمیق‌تر از محدودیت‌های سرزمینی و جغرافیایی ماموریت وی مورد تحقیق قرار دهد».[۳]

[۱] Vito Todeschini, The (Il)Legality Of Israel’s Prolonged Occupation Of The Palestinian Territory: Perspectives From The Un Special Rapporteur And Commission Of Inquiry’s September 2022 Reports, available at: http://opiniojuris.org/2023/03/07/the-illegality-of-israels-prolonged-occupation-of-the-palestinian-territory-perspectives-from-the-un-special-rapporteur-and-com mission-of-inquirys-september-2022-reports/.
[2] ویتو تودسکینی یک کارشناس حقوقی است که بر حقوق بشر و پاسخگویی در رابطه با مسئله فلسطین/اسرائیل و منطقه وسیع‌تر منا تمرکز دارد.
[۳] ویراستار ادبی: صادق بشیره(گروه پژوهشی آکادمی بیگدلی)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *