تفاهمنامه ایران و آمریکا از دید حقوق بینالملل
یادداشت از: محمدرضا ضیائی بیگدلی
مقدمه
پس از یک سلسله جنگهای فرسایشی طولانیمدت میان آمریکا، اسرائیل و متحدانشان علیه ایران و مذاکرات طولانی و مستمر صلح میان دو کشور ایران و آمریکا با میانجیگری کشورهای دوست و بیطرف، بالاخره در تاریخ 28/3/1405 (18 ژوئن 2026) تفاهمنامهای میان ایران و آمریکا در چهارده بند به امضای رؤسای جمهور آنها رسید. نخست وزیر پاکستان نیز به عنوان میانجی صلح آن را امضا نمود.
این رویداد مهم تاریخی–حقوقی، اینجانب را بر آن داشت تا تفاهمنامه یاد شده را از دید حقوق بینالملل مورد تحلیل مختصر قرار دهم. محورهای یادداشت به ترتیب زیر خواهد بود:
1. نگرش کلی به متن
1) توافق با حسن نیت طرفین.
2) اعلام پایان فوری و دائمی عملیاتهای نظامی از سوی طرفین و متحدانشان از جمله لبنان.
3) تعهد طرفین به عدم توسل به هر گونه جنگ یا عملیات نظامی علیه یکدیگر.
4) تعهد طرفین به خودداری از هر گونه تهدید یا استفاده از زور علیه یکدیگر در تمامی جبههها.
5) تضمین طرفین به احترام به تمامیت سرزمینی و حاکمیت کشور لبنان.
6) تعهد طرفین به احترام به تمامیت سرزمینی و حاکمیت یکدیگر.
7) تعهد طرفین به عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر.
8) تعهد طرفین به مذاکره و نیل به توافق نهایی ظرف 60 روز. این مهلت قابل تمدید است.
9) تعهد آمریکا به رفع محاصره دریایی و هر گونه مزاحمت یا مانع علیه ایران و خاتمه آن ظرف 30 روز.
10) تلاش حداکثری ایران برای عبور ایمن کشتیهای تجاری از تنگه هرمز، بدون دریافت هر گونه عوارض یا هزینه و تضمین آن به مدت 60 روز (تا توافق نهایی حاصل شود).
11) ضرورت رفع موانع فنی و نظامی و مینزدایی [تنگه هرمز] توسط ایران ظرف 30 روز.
12) گفتگو میان ایران و عمان در مورد تعیین نحوه اداره تنگه هرمز و خدمات دریایی در آن بر اساس موازین حقوق بینالملل و حقوق حاکمیتی دو طرف و تبادل نظر با سایر کشورهای مجاور خلیج فارس در این باب.
13) تعهد آمریکا با همکاری شرکای منطقهای آن برای تدوین یک برنامه نهایی مورد توافق برای بازسازی و توسعه اقتصادی ایران با تأمین حداقل 300 میلیارد دلار.
سازکار اجرایی این برنامه به عنوان بخشی از توافق نهایی ظرف 60 روز خواهد بود.
14) تعهد آمریکا به لغو تمامی تحریمها علیه ایران، اعم از تحریمهای شورای امنیت، آژانس بینالمللی انرژی اتمی و تحریم های اولیه و ثانویه آن کشور. زمانبندی اجرای این اقدام، در چارچوب توافق نهایی تعیین خواهد شد.
15) ایران بار دیگر تأکید میکند که به دنبال دستیابی به سلاح هستهای نیست.
16) طرفین توافق میکنند که در مورد نحوه تعیین تکلیف ذخایر اورانیوم غنیشده ایران مطابق سازکاری که در آینده مورد توافق قرار خواهد گرفت، تصمیمگیری کنند. این اقدام حداقل شامل رقیقسازی در محل تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی است.
17) آمریکا تا مرحله توافق نهایی، هیچ تحریمی علیه ایران اِعمال نخواهد کرد.
18) آمریکا متعهد میشود بلافاصله پس از امضای این تفاهمنامه و تا زمان لغو کامل تحریمها، مجوزهای لازم برای صادرات نفت و فراوردهای نفتی و مشتقات آن و نیز تمامی خدمات مرتبط با آنها را برای ایران صادر کند.
19) آمریکا دسترسی کامل ایران به داراییها و منابع مالی مسدود یا محدودشده خود و آزادسازی آنها را فراهم خواهد ساخت.
20) طرفین به محض امضای این تفاهمنامه، مذاکره در مورد توافق نهایی را آغاز خواهند کرد.
21) توافق نهایی با صدور یک قطعنامه الزامآور (فصل هفتمی منشور) شورای امنیت سازمان ملل متحد تأیید و مورد حمایت قرار خواهد گرفت.
22) تفاهمنامه به دو زبان فارسی و انگلیسی نوشته شده و هر دو در حکم واحدند.
2. مفهوم و ماهیت تفاهمنامه
تفاهمنامه در حقوق معاهدات بینالمللی در زمره موافقتنامههای نزاکتی (Gentlment Agreement) مانند یادداشت تفاهم ، اعلامیه مشترک، اعلامیه سران، صورت مذاکرات، بیانیه مشترک و … هستند.
این گونه توافقنامهها را معاهدات سیاسی نیز نامیده، چرا که دارای ماهیت سیاسی هستند و معمولاً توسط قوه مجریه منعقد میشوند. نظر به موانع داخلی از حیث قانون اساسی یا مشکلات سیاسی داخلی یا به هر دلیل دیگری، کشورها به جای انعقاد معاهدات بین المللی – به هر شکل- و ایجاد تعهدات حقوقی بینالمللی برای یکدیگر، مبادرت به امضای موافقتنامههای نزاکتی میکنند. اجرای این گونه تعهدات سیاسی، بستگی به مصلحت سیاسی و حسن نیت طرفین دارد. نقض چنین تعهداتی از سوی یک طرف، صرفاً واکنش سیاسی طرف یا طرفهای دیگر را به همراه دارد (عمل متقابل)، از جمله اعلام اختتام آنها.
این که موافقتنامهای بار حقوقی یا سیاسی داشته یا نداشته باشد، تسمیه یا عنوان آن نخواهد بود، چرا که به قول معروف «ترمینولوژی عنصر تعیینکننده نیست». آنچه تعیینکننده است، از یک سو، نیت طرفین همراه با حسن نیت و از سوی دیگر، شرایط و اوضاع و احوال حاکم بر امضای چنین توافقهایی، از جمله مواضع رسمی طرفین است.
کمیسیون حقوق بین الملل در سال 2024 موضوع موافقتنامههای بینالمللی غیرالزامآور را که در واقع همان موفقتنامههای نزاکتی است، در دستور کار بلندمدت خود قرار داده است.
از سوی دیگر، این گونه موافقتنامهها، جلوهای از حقوق نرم (Soft Law) در مقابل حقوق سخت (Hard Law) در حقوق بینالملل است. حقوق نرم مجموعه قواعد غیرالزامآور است که به تدریج وارد قلمرو حقوق بینالملل شدهاند. مسلماً تفاهمنامه میان ایران و آمریکا در زمره موافقتنامههای نزاکتی از یک سو و حقوق نرم از سوی دیگر است.
3. سایر ملاحظات
1) امضای تفاهمنامه توسط رئیس جمهور آمریکا در کاخ ورسای و در اجلاس سران گروه هفت، یادآور امضای پیمان صلح ورسای در سال 1919 در آن کاخ است. این معاهده رسماً به جنگ جهانی اول خاتمه داد، هر چند به دلیل تحمیل تعهدات بسیار سنگین به آلمان شکست خورده در جنگ و ایجاد نارضایتی عمیق آن کشور، بعدها موجب ظهور نازیسم و جنگ جهانی دوم گردید.
2) عقبنشینی نیروهای آمریکایی از منطقه یک روز پیش از شروع لازمالاجرا شدن تفاهمنامه.
3) اصولاً ایجاد تعهد به نفع یا به ضرر ثالث، حتی اگر تعهد ماهیت سیاسی داشته باشد، منوط به رضایت ثالث است. در این تفاهمنامه، سخن از «متحدان آنها»، «لبنان»، «متحدان آمریکا» و «شرکای آمریکا» به عنوان ثالث به میان آمده، اما وضعیت جلب رضایت آنها مشخص نیست.
اسرائیل نیز به عنوان «ثالث نامرئی» نقش بسیار مهمی در اجرای تفاهمنامه دارد که نامی از آن برده نشده است. اعلامیه رسمی حمایت آن دولت از تفاهمنامه میتوانست تا حدود زیادی این نقیصه را مرتفع سازد.
یکی از آثار این نقیصه، عملیاتهای نظامی اسرائیل علیه لبنان پس از امضای تفاهمنامه است.
4) در این تفاهمنامه، سخن از تعداد قابل توجهی از قواعد و اصول حقوق بینالملل عام به میان آمده است. از جمله «اصل حسن نیت»، «اصل منع تهدید یا توسل به زور»، «اصل عدم مداخله در امور داخلی»، «اصل احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی و حاکمیت کشورها»، «منع محاصره دریایی»، «ممنوعیت انسداد تنگه هرمز» و رجوع به «موازین حقوق بینالملل» در نحوه مدیریت تنگه هرمز.
5) وضعیت پرداخت غرامات جنگی به ایران در تفاهمنامه مشخص نیست.
البته اختصاص 300 میلیارد دلار برای بازسازی و توسعه اقتصادی ایران که در تفاهمنامه (بند 6) آمده را نمیتوان به طور مشخص «غرامت جنگی» محسوب کرد.
6) با تصویب یک قطعنامه الزامآور شورای امنیت مقرر در بند 14، این تفاهمنامه به نوعی بار حقوقی خواهد یافت. به علاوه، در هر مورد که طرفین به شرح تفاهمنامه به توافق نهایی برسند، این توافق میتواند جنبه حقوقی بیابد.
7) به نظر چنین میرسد که از 14 بند تفاهمنامه، 5 بند به نفع ایران، 2 بند به نفع آمریکا و 7 بند به نفع طرفین باشد.
8) متاسفانه پس از آتشبس، مشکلاتی در اجرای تفاهمنامه پیش آمد که مهمترین آن درگیریهای مسلحانه میان نیروهای اسرائیلی و حزبالله لبنان بود. شدت درگیریها به حدی رسید که رئیس جمهوری آمریکا را واداشت تا طی بیاناتی ایران را تهدید به توسل به زور کند و این موضع آمریکا خلاف اشکار بند 1 تفاهمنامه است. اما از سوی دیگر خوشبختانه این بیانات نتوانست تاثیر آنچنانی بر مذاکرات نمایندگان طرفین در ژنو سوئیس با حضور نمایندگان قطر و پاکستان به عنوان میانجی برای اجرای تفاهمنامه گذارد و دور نخست مذاکرات با موفقیت در جریان است.
در مجموع، به رغم برخی ایرادات و کاستیهایی که در تفاهمنامه وجود دارد، چنین به نظر میرسد که متن آن به خوبی تنظیم شده و متضمن منافع مشترک طرفین و بألمال جامعه بینالمللی است. امید است با حسن نیت کامل، اجرای تمام و کمال آن تحقق پذیرد.