ونزوئلا، غزه و اوکراین: آیا سازمان ملل متحد در حال افول است؟

ونزوئلا، غزه و اوکراین: آیا سازمان ملل متحد در حال افول است؟[1]

Juliette McIntyre & Tamsin Phillipa Paige

مترجم: ساوالان محمدزاده

دانشجوی دکتری حقوق بین‌الملل دانشگاه علامه طباطبایی

ویراستار علمی: دکتر حسن سواری

دانشیار دانشکده حقوق دانشگاه تربیت مدرس

سازمان ملل متحد در اکتبر سال گذشته هشتاد ساله شد؛ سنی قابل احترام برای مهم‌ترین سازمان بین‌المللی که جهان تا کنون به خود دیده است. اما رویدادهای سال‌های اخیر – از اقدام نظامی ترامپ برای ربودن نیکولاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا، و تهاجم غیرقانونی روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲، تا فاجعه انسانیِ در حال وقوع در غزه – چالش‌های عمده‌ای را برای نظام سازمان ملل متحد ایجاد کرده است. در حال حاضر، بسیاری این پرسش را مطرح می‌کنند که اگر سازمان ملل متحد نتواند نخستین وعده خود یعنی حفظ صلح و امنیت بین‌المللی را تحقق بخشد، آیا اصلاً آینده‌ای دارد؟ آیا عمر سازمان ملل متحد به پایان رسیده است؟

شورای امنیت سازمان ملل متحد

رکن سازمان ملل متحد که نقش اصلی را در حفظ صلح و امنیت ایفا می‌کند، شورای امنیت است. بر اساس مقررات منشور ملل متحد، اقدام نظامی – توسل به زور – تنها در دو حالت قانونی تلقی می‌شود: یا مجوز آن توسط قطعنامه‌ای از شورای امنیت سازمان ملل متحد صادر شده باشد (همان‌طور که در ماده ۴۲ منشور ذکر شده است)، و یا این که کشور مربوط در مقام دفاع مشروع به زور متوسل شده باشد.

دفاع مشروع تابع قواعد سختگیرانه‌ای است که ایجاب می‌کند این اقدام در پاسخ به یک حمله مسلحانه صورت گیرد (ماده ۵۱). حتی در آن صورت نیز دفاع مشروع تنها تا زمانی قانونی است که شورای امنیت برای برقراری مجدد صلح و امنیت بین‌المللی وارد عمل شود.

شورای امنیت متشکل از ۱۵ کشور عضو است:

• پنج عضو دائم (چین، فرانسه، روسیه، بریتانیا و ایالات متحده – که با نام P5 نیز شناخته می‌شوند)

• ده عضو غیردائم که برای دوره‌های دو ساله انتخاب می‌شوند.

تصویب قطعنامه‌ها، هم به ۹ رأی مثبت نیاز دارد و هم این که هیچ یک از اعضای دائم آن را وتو نکنند؛ این امر کنترل قاطعِ تمام اقدامات مربوط به صلح و امنیت را در اختیار P5 قرار می‌دهد. این سازکار به طور صریح طراحی شد تا هم از اقدام سازمان ملل متحد علیه قدرت‌های بزرگ («برندگان» جنگ جهانی دوم) جلوگیری کند و هم به این قدرت‌ها اجازه دهد تا در برابر جاه‌طلبی‌های یکدیگر نقش یک نیروی متوازن‌ را ایفا کنند. با این حال، این سیستم تنها زمانی کار می‌کند که اعضای P5 حاضر باشند از قواعد پیروی کنند.

آیا سیستم وتوی سازمان ملل متحد قابل اصلاح است؟

همان‌طور که روس‌ها و آمریکایی‌ها در سال‌های اخیر به خوبی نشان داده‌اند، حق وتو می‌تواند شورای امنیت را عملاً به نهادی ناکارآمد تبدیل کند؛ تفاوتی هم ندارد که نقض حقوق بین‌الملل تا چه اندازه آشکار و فاحش باشد. به همین دلیل، مسئله حق وتو اغلب به شدت مورد انتقاد قرار می‌گیرد.

با این حال، همان‌طور که یکی از نویسندگان این یادداشت (تامسین پیج) سابقاً توضیح داده است، استفاده از حق وتو در جهت منافع خود (به این معنا که یک کشور عضو از حق وتوی خود برای پیشبرد منافع خویش استفاده کند) می‌تواند از نظر سیاسی قابل ایراد باشد، اما از نظر حقوقی ممنوع نیست. منشور ملل متحد هیچ محدودیتی برای استفاده از حق وتو وضع نمی‌کند. همچنین در حال حاضر امکان هیچ‌گونه نظارت قضایی بر شورای امنیت وجود ندارد و در این‌جاست که یکی از مهم‌ترین کاستی‌های ساختاریِ نظام سازمان ملل متحد که عامدانه طراحی شده است، نمایان می‌شود.

منشور جایگاه اعضای P5 را بالاتر از قانون قرار می‌دهد و به آن‌ها نه تنها حق وتوی اقدامات جمعی بلکه حق وتوی هر گونه تلاش برای اصلاحات را نیز اعطا می‌کند. بنابراین اصلاح مسئله حق وتو در شورای امنیت سازمان ملل متحد از لحاظ نظری قابل تصور است – مواد ۱۰۸ و ۱۰۹ منشور اجازه آن را می‌دهند – اما عملاً غیرممکن است. [بدین توضیح که] تنها گزینه ساختاریِ جایگزین، منحل کردن و بازسازی سازمان ملل متحد به موجب یک منشور جدید است. با این حال، این امر مستلزم مراتبی از همگرایی جهانی است که در حال حاضر وجود ندارد. به احتمال زیاد، یک یا چند عضوِ P5 مسیر هر گونه اصلاحات یا بازطراحی را که منجر به از دست رفتن حق وتوی آن‌ها شود، مسدود خواهند کرد.

یک حقیقت ناخوشایند

بنابراین چنین به نظر می‌رسد که گویی هم‌اکنون در حال مشاهده فروپاشی نظام صلح و امنیت بین‌المللیِ تحت رهبری سازمان ملل متحد هستیم. شورای امنیت ذاتاً ]به دلیل مدل طراحی‌اش[ نمی‌تواند در مواقعی که اعضای P5 متجاوز هستند، مداخله کند.

اما تمرکز صرف بر شورای امنیت باعث می‌شود که بسیاری از کارهایی را که سازمان ملل متحد به صورت روزانه و عمدتاً دور از انظار انجام می‌دهد، از دست بدهیم. سازمان ملل متحد علی‌رغم ناکارآمدی‌اش در زمان درگیری قدرت‌های بزرگ، یک نهاد پوچ و تهی نیست. برای نمونه، دبیرخانه سازمان ملل متحد از مأموریت‌های سیاسی و حفظ صلح پشتیبانی کرده و به سازماندهی کنفرانس‌ها و مذاکرات بین‌المللی کمک می‌کند. شورای حقوق بشر بر میزان رعایت حقوق بشر نظارت کرده و گزارش‌دهی می‌کند. آژانس‌های تحت نظر سازمان ملل متحد، هماهنگی‌های مربوط به امدادهای بشردوستانه و تحویل کمک‌های نجات‌بخش را انجام می‌دهند. تشکیلات سازمان ملل متحد همه چیز را – از بهداشت و سلامت گرفته تا حقوق بشر، اقلیم و توسعه – در بر می‌گیرد و کارکردهایی دارد که هیچ کشور واحدی به تنهایی قادر به انجام آن‌ها نیست. هیچ‌کدام از این فعالیت‌ها نیازی به دخالت شورای امنیت ندارند، اما همه آن‌ها به زیرساخت نهادیِ سازمان ملل متحد (که شورای امنیت بخش جدایی‌ناپذیرِ آن است) متکی هستند.

حقیقت ناخوشایند این است که ما در حال حاضر تنها یک انتخاب واقعی داریم: یا یک نهاد جهانیِ عمیقاً معیوب یا اصلاً هیچ نهادی. آینده سازمان ملل متحد ممکن است صرفا به تحمل و پایداری خلاصه شود؛ به این معنا که ساختارهایی که هنوز به خوبی کار می‌کنند را حفظ نماید و در عین حال منتظر تغییر شرایط سیاسی باشد.

ما از این نهاد حمایت می‌کنیم؛ نه به این دلیل که عالی و یا حتی خوب عمل می‌کند بلکه به این دلیل که از دست دادن آن بسیار عواقب بدتری خواهد داشت.

آیا نباید به سمت نظام بهتری حرکت کنیم که در آن، قدرتمندان ]در قبال اقدامات خود[ بی‌مسئولیت ‌رها نشوند؟ قطعاً باید چنین کرد. اما نباید به دلیل رفتارهای دوگانه و شرارت‌آمیز اعضای P5، تمام فعالیت‌های ارزشمندی که سازمان ملل متحد در بیرون از اتاق‌های شورای امنیت انجام می‌دهد و معمولاً نیز نادیده گرفته می‌شوند را کنار بگذاریم.[2]

[1] https://theconversation.com/venezuela-gaza-ukraine-is-the-un-failing-272703?utm_medium=article_native_share

[2] ویراستار ادبی: صادق بشیره (گروه پژوهشی آکادمی بیگدلی)

 

 

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *