ونزوئلا در چشم‌انداز یک گذار دموکراتیک، سایه روشن‌ها و نقش جامعه بین‌المللی

ونزوئلا در چشم‌انداز یک گذار دموکراتیک، سایه روشن‌ها و نقش جامعه بین‌المللی[1]

Efrén Ismael Sifontes Torres

مترجم: دکتر محسن مولائی فرد

عضو هیئت علمی دانشگاه عطار

ویراستار علمی: دکتر حسن سواری

دانشیار دانشکده حقوق دانشگاه تربیت مدرس

 

به عنوان یک ونزوئلایی و یک وکیل بین‌المللی، مدتی طول کشید تا در مورد پیامدهای منفی که از ابتدای امسال کشورم را درگیر خود کرده، تأمل کنم. در چند روز گذشته (اواخر فوریه) مطالب زیادی در مورد عملیات نظامی ایالات متحده (US) در ونزوئلا که منجر به دستگیری نیکولاس مادورو و همسرش در سوم ژانویه شد، نوشته شده است. مباحثه وکلای بین‌المللی در انجمن‌های مختلف، رسانه‌های اجتماعی و در دورهمی‌های فامیلی، به تحلیل غیرقانونی بودن آشکار این عملیات پرداخته‌اند. قصد دارم روشن و صریح بگویم که بی‌شک این اقدام نقض فاحش ماده 2(4) منشور ملل متحد بوده است؛ بنابراین توسل به زور ممنوع (UoF) و یک اقدام متجاوزکارانه علیه کشوری مستقل محسوب می‌شود. همچنین من معتقد نیستم که در حال حاضر، تحلیل حقوقی این عملیات طبق قاعده ممنوعیت توسل به زور بتواند بیش از این توسعه یابد، با توجه به اینکه علاوه بر این، هیچ تلاشی از سوی دولت ترامپ برای توجیه آن در چارچوب حقوق بین‌الملل صورت نگرفته است (صفحه 7).

بحث ظریف‌تر مربوط به مسئله‌ استثنای مصونیت رئیس جمهور یعنی شخص نیکولاس مادورو در دادگاه نیویورک بود که به آن استناد شد؛ دادگاهی که قرار است او را به اتهام تروریسم مواد مخدر و توطئه محاکمه کند. در مورد وضعیت کنونی ونزوئلا، این بحث به شدت تحت تأثیر یکی دیگر از مسائل دیرینه‌ حقوق بین‌الملل یعنی شناسایی کشورها قرار دارد. در این مورد، جایگاه مادورو به عنوان رئیس جمهور مشروع کشور ونزوئلا پس از انتخابات ۲۸ ژوئیه ۲۰۲۴ (و حتی قبل از آن) همچنان مورد مناقشه است.

هر قدر هم که این بحث‌ها جذاب باشند، احساس می‌کنم باید تمرکز این مقاله را به بُعد دیگری یعنی آینده متمرکز کنم. تقریباً دوازده سال پس از به قدرت رسیدن مادورو به عنوان جانشین هوگو چاوز، مردم ونزوئلا کورسوی امیدی را می‌بینند. برای تقریباً هشت میلیون ونزوئلایی که از کشور گریخته‌اند، این اولین باری است که امکان واقعی بازگشت به وطن شان محتمل به نظر می‌رسد. با این حال، برای کسانی که همچنان در این کشور زندگی می‌کنند، این چند روز اخیر تقریباً هیچ تفاوتی با قبل از سوم ژانویه نداشته است. سرکوب و آزار و اذیت مخالفان سیاسی همچنان ادامه دارد که با فرمان وضعیت اضطراری شماره ۵.۲۰۰ که توسط دلسی رودریگز، رهبر موقت ونزوئلا، تصویب شده، امکان‌پذیر گشته است. این فرمان بازداشت کسانی را که اقدامات ایالات متحده را ستوده‌ یا تحسین کرده‌اند، مجاز می‌داند و نشان می‌دهد که اگرچه نور دیده می‌شود، اما سایه ناپدید نشده است.

من در مورد نیت ایالات متحده در خصوص آینده ونزوئلا خوش‌بین نیستم. دونالد ترامپ به روشنی اعلام کرده که هدف اصلی او احیای صنعت نفت این کشور برای دسترسی به درآمدهای آن است. با این حال، همان‌طور که برخی از مفسران و حتی شرکت‌های نفتی مانند اکسون موبیل (ExxonMobil) هشدار داده‌اند، بدون ثبات کشور و احیای حاکمیت قانون، هیچ سرمایه‌گذاری بلندمدتی در صنعت نفت ونزوئلا امکان‌پذیر نیست. در این زمینه، می‌خواهم در مورد شرایط ممکن برای گذار دموکراتیک در ونزوئلا و نقشی که جامعه بین‌المللی (به ویژه کشورهای آمریکای لاتین) می‌توانند در این زمینه ایفا کنند، تأمل نمایم.

 

آیا جامعه بین‌المللی تعهدی در مورد دوره گذار در ونزوئلا دارد؟

به نظر می‌رسد نقش ایالات متحده در حاکمیت آینده ونزوئلا شبیه یک کشور تحت‌الحمایه به سبک قرن هجدهم باشد که در آن واشنگتن فروش نفت را مدیریت می‌کند و در زیرساخت‌ها سرمایه‌گذاری می‌نماید تا صنایعی را که مدت‌ها رها شده و آسیب دیده‌اند، احیا کند. دموکراسی و انتخابات آزاد در ونزوئلا به عنوان اولویت فوری دولت ایالات متحده کنار گذاشته شده‌است؛ زیرا برخی از مقامات و حتی ترامپ اظهار داشتند که این موارد بخشی از دستور کار کوتاه‌مدت نیستند.

این موضوع می‌تواند نشان‌دهنده یک محاسبه استراتژیک باشد: اگر چهره‌ای مخالف مانند ماریا کورینا ماچادو در راس کشوری قرار گیرد که در آن ارتش، نیروهای امنیتی و ساختارهای شبه‌نظامی آن وفاداری مطلق خود را به رژیم اعلام کرده‌اند، با مشکلات عظیمی روبه‌رو خواهد شد. با این حال، فراتر از این موانع عینی، هر «راه حلی» برای ونزوئلا که در نهایت منجر به دموکراتیزه شدن نشود، نباید توسط جامعه بین‌المللی پذیرفته شود و من معتقدم که نمی‌تواند به عنوان یک امر قانونی مورد پذیرش قرار گیرد.

طبق پیش‌نویس یافته‌های نهایی کمیسیون حقوق بین‌الملل، ممنوعیت تجاوز یکی از معدود نمونه‌های قواعد آمره در حقوق بین‌الملل است. در این راستا، در پیش‌نویس 19(2) مقرر می‌دارد که «هیچ کشوری نباید وضعیتی را که در اثر نقض فاحش تعهد ناشی از یک قاعده آمره حقوق بین‌الملل عام (قواعد آمره) توسط یک کشور ایجاد شده است، قانونی تشخیص دهد و در حفظ آن وضعیت کمک یا مساعدتی ارائه دهد.»

در چارچوب عملیات ایالات متحده در ونزوئلا، این نتیجه‌گیری‌ها حاکی از آن است که وضع موجود که پس از ۳ ژانویه برقرار شده است – مستلزم ادامه قدرت مجریان رژیم از جمله به اصطلاح رئیس جمهور موقت (نهادی که توسط قانون اساسی ونزوئلا به رسمیت شناخته نشده است) – نمی‌تواند توسط جامعه بین‌المللی به عنوان جایگاهی قانونی شناخته شود. بنابراین آنها را نمی‌توان مقامات مشروع کشور ونزوئلا دانست. در حال حاضر، برخی از کشورها در این زمینه گام‌هایی برداشته‌اند. به عنوان مثال، پاناما در ۵ ژانویه در شورای امنیت سازمان ملل متحد اعلام کرد که دلسی رودریگز را به عنوان رئیس جمهور موقت ونزوئلا به رسمیت نمی‌شناسد.

از آنجایی که خطر بی‌ثباتی کشور که منجر به چرخه‌ای از خشونت می‌شود همچنان وجود دارد، لازم است جامعه بین‌المللی وضعیت ونزوئلا را به عنوان تهدیدی برای صلح و امنیت بین‌المللی تلقی کند و در این راستا اقداماتی انجام دهد.

 

گذار دموکراتیک و نقش جامعه بین‌المللی

تجربیات گذشته نقش حیاتی جامعه بین‌المللی (عمدتاً از طریق سازمان‌های بین‌المللی) را در شرایط پس از جنگ یادآور می‌شود. وظیفه آنها محدود به بازسازی نهادهای دولتی نبوده بلکه شامل تقویت هویت مشترک سیاسی در بین مردم(ملت‌سازی) نیز بوده است (صفحات 653-654).

در قاره آمریکا، بر خلاف بسیاری از مناطق جهان، کشورها تعهد جدی برای ترویج و تحکیم نظام‌ها و نهادهای دموکراتیک دارند. این اصول در منشور سازمان کشورهای آمریکایی گنجانده شده و دادگاه بین آمریکایی حقوق بشر (IACtHR) بارها رابطه نزدیک بین دموکراسی و تحقق حقوق بشر به ویژه حقوق مدنی و سیاسی را به رسمیت شناخته است (به عنوان مثال، قضیه سپدا وارگاس علیه کلمبیا، بند ۱۷۱). علاوه بر این، در سال ۲۰۰۱ منشور دموکراتیک آمریکایی مطابق چارچوب سازمان کشورهای آمریکایی تصویب شد که با تأکید مجدد بر این نکته آغاز می‌شود که «مردم قاره آمریکا حق بر دموکراسی دارند و دولت‌های آنها موظف به ترویج و دفاع از آن هستند.» (ماده ۱).

در این زمینه، نقش تاریخی نهادهایی مانند کمیسیون آمریکایی حقوق بشر (IACHR) در حمایت از گذارهای دموکراتیک را نمی‌توان نادیده گرفت. به عنوان مثال، در سال ۱۹۷۹، این کمیسیون نقش مهمی در محکوم کردن ناپدیدسازی اجباری در دوران حکومت نظامی آرژانتین ایفا کرد و به زمینه‌سازی برای گذار دموکراتیک بعدی این کشور کمک نمود.

در حال حاضر، تحت نظارت سازمان کشورهای آمریکایی (OAS)، ماموران ناظر بر انتخابات (EOMS) در اکثر کشورهای قاره آمریکا مستقر شده‌اند تا به برگزاری انتخابات، حتی در شرایط گذار در منطقه در دهه 90، کمک کنند. علاوه بر این، سازمان کشورهای امریکایی تعدادی ماموریت ویژه برای تقویت نهادهای دموکراتیک در کشورهایی مانند گواتمالا، هائیتی و هندوراس تعیین کرده است. ماموریت حمایت از روند صلح در کلمبیا (MAPP/OAS) که در سال 2004 تأسیس شد، بازیگر کلیدی در اجرا و نظارت بر توافق های صلح بین دولت و گروه‌های مسلح است.

فراتر از قاره آمریکا، چندین مورد از فرآیندهای انتقالی به رهبری سازمان ملل متحد (UN) وجود داشته که منجر به انتخابات دموکراتیک شده است. در این راستا، تجربه به دست آمده توسط نهاد انتقال قدرت در کامبوج (UNTAC) می‌تواند برای وضعیت ونزوئلا مرتبط باشد. همان‌طور که وایلد (Wilde) اشاره می‌کند، این نهاد وظیفه دوگانه‌ای داشت: سازماندهی انتخابات و نظارت بر دولت برای اطمینان از منصفانه بودن تصمیمات آنها (صفحه 52).

مورد مرتبط دیگر، دولت انتقالی در تی مور شرقی (UNTAET) است. اگرچه در ابتدا به عنوان یک مأموریت ایجاد صلح تصور می‌شد، این نهاد همچنین تضمین کرد که تی مور شرقی پس از سال‌ها خشونت و فروپاشی نهادی، می‌تواند قانون اساسی خود را تدوین کند – تجربه‌ای که می‌تواند درس‌هایی برای ونزوئلا داشته باشد.

 

نتیجه‌گیری

در ونزوئلا، فقدان نهادهای سیاسی مستقل و ضمانت‌های قضایی و همچنین آزار و اذیت گسترده و سیستماتیک مخالفان، به طور گسترده توسط کمیسیون امریکایی حقوق بشر (IACHR)، کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد (OCHR) و هیئت حقیقت‌یاب سازمان ملل متحد در ونزوئلا، در گزارش‌های مختلف طی چند دهه گذشته ثبت شده است. زوال نهادهای دولتی و فرسایش حاکمیت قانون، چالشی بزرگ را برای تحقق یک فرآیند گذار مسالمت‌آمیز ایجاد کرده است.

این واقعیت جامعه بین‌المللی را ملزم به اقدامات بیشتری می‌کند. فراتر از اولویت‌های اقتصادی تعریف‌شده توسط ایالات متحده، تلاش‌های واقعی سایر کشورها برای ترویج و تضمین حق مردم ونزوئلا برای زندگی آزادانه در یک جامعه دموکراتیک باید اولویت اصلی باشد. مسلماً محدودیت‌های قواعد بین‌المللی و چشم‌انداز ژئوپلیتیکی فعلی نشان می‌دهد که هر گونه رویکردی که از اولویت‌های واشنگتن منحرف شود، با موانع جدی روبه‌رو است.

با این حال، پیشنهاد تدوین و ایجاد یک مأموریت بین‌المللی برای حمایت از گذار ونزوئلا نه تنها فراتر از رویکردی مبتنی بر محوریت ایالات متحده خواهد بود، بلکه به ونزوئلایی‌ها اطمینان می‌دهد که حقوق بین‌الملل – که مدت‌ها در مواجهه با جنایات ارتکاب‌یافته علیه ما ناتوان بوده است – می‌تواند به ابزاری مؤثر برای دستیابی به انتخابات دموکراتیک مورد انتظار و در نهایت، عدالت و پاسخگویی تبدیل شود.[2]

 

[1] https://opiniojuris.org/2026/02/02/venezuela-in-the-prospect-of-a-democratic-transition-the-light-the-shadow-and-the-role-of-the-international-community/

[2] ویراستار ادبی: صادق بشیره (گروه پژوهشی آکادمی بیگدلی)

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *